پیادهسازی سیستم مدیریت نوآوری به کسب و کارها اجازه میدهد که به طور مداوم بهبود یابند. این کار با بهبود سیستماتیک فرآیندها انجام میشود و باعث افزایش کارایی، رعایت قوانین و پایداری میشود.
ارزش سازمانها بیشتر به سرمایههای فکری آنها بستگی دارد تا داراییهای فیزیکی. سرمایه فکری سازمان شما را میتوان از طریق نقشههای فرآیندی که عملیات کسب و کار شما را ممکن میسازند، ردیابی کرد. نوآوری در فرآیند بدون داشتن نقشههای فرآیندی مشخص امکانپذیر نیست و بحث اندازهگیری و بهبود در عملیات کسب و کار را غیرممکن میسازد. بلوغ در شیوههای کسب و کار زمانی به دست میآید که شما بر اساس نقشههای فرآیندی پیشبینی شده عمل کنید. به عنوان مثال، تنها زمانی میتوانید شیوههای منابع انسانی خود را بهبود بخشید که از رویههای پیشبینی شده برای جذب و نگهداری کارکنان پیروی کنید. به همین ترتیب، تنها زمانی میتوانید خدمات مشتریان، بازاریابی، توسعه محصول یا دیگر شیوههای کسب و کار خود را بسته به زمینه کسب و کارتان بهبود دهید که نقشههای فرآیندی مشخصی برای پیروی داشته باشید. یک شیوه کسب و کار مؤثر شیوهای است که نیازهای تمامی ذینفعان، از جمله کارکنان، سهامداران، تأمینکنندگان و نهادهای نظارتی را برآورده کند. همچنین نوآوری به معنای برآورده کردن نیازهای عملیات کسب و کار از طریق نقشههای فرآیندی مؤثر با رویههای کارآمد است.
پیادهسازی سیستم مدیریت نوآوری
پیادهسازی استاندارد ISO 56001 در یک سازمان، ساختاری را فراهم میکند که از طریق بازنگری فرآیندهای کسب و کار در حوزه عملکرد، نوآوری را امکانپذیر میسازد. این استاندارد به کارآفرینان و کسب و کارها این امکان را میدهد که به تغییرات بازار به موقع پاسخ دهند و ثبات را حفظ کنند.
در ابتدا، باید ذهنیت خود را در مورد نوآوری تغییر دهید، زیرا این عبارت به معنای ایجاد یک مفهوم کاملاً جدید از ابتدا یا توسعه چیزی که مردم قبلاً هرگز نشنیدهاند نیست. نوآوری به معنای تبدیل محصولات موجود به یک راهحل منحصر به فرد برای حل یک مشکل واقعی در جهان است. در اقتصادهای مدرن، کسب و کار یا کارآفرین نوآور بودن ضروری است. نوآوری دیگر ویژگی اضافی برای تمایز کسب و کارها نیست، بلکه یک ضرورت است و بدون آن، کسب و کاری وجود نخواهد داشت.
اصول پشتیبانی از نوآوری، بهبود مستمر در عملیات کسب و کار شما را هدایت میکنند که اکنون برای بقا ضروری است. هنگامی که از بهبود مستمر صحبت میکنیم، منظور این است که نوآوری چیزی غیرعادی یا غیرقابل دستیابی نیست بلکه حتی تغییرات جزئی در شیوههای کسب و کار که منجر به افزایش کارایی و اثربخشی میشوند، نیز به عنوان نوآوری شناخته میشوند. مهمترین اصل پشتیبانی از نوآوری، یک رویکرد سیستماتیک در کسب و کار با عنوان \”مفهوم تا خروج\” است. رویکرد سیستماتیک به معنای انجام عملیات با استفاده از نقشههای فرآیندی سازگار، مطابق و پیشبینی شده است. پیادهسازی سیستم مدیریت نوآوری ISO ۵۶۰۰۱، اولین گام در پیگیری رویکرد سیستماتیک است. پیادهسازی سیستم مدیریت نوآوری، ساختاری به کسب و کار شما اضافه میکند که ایجاد یک کسب و کار ساختارمند را امکانپذیر میسازد و به طور سیستماتیک در جهت بهبود مستمر فعالیت میکند. محدودههای یک سیستم مدیریت نوآوری در یک حوزه عملکرد (مثلاً منابع انسانی) قرار میگیرد. از منظر سیستماتیک، یک حوزه عملکرد شامل فرآیندهایی است که عملکرد را ممکن میسازند. فرآیندهای پیشبینی شده، رویههایی را ترسیم میکنند که فرآیند را امکانپذیر میسازند. این رویهها با انواع مختلفی از عوامل، از جمله منابع انسانی داخلی، خدمات مبتنی بر ماشین و تأمینکنندگان مرتبط هستند. با توجه به اینکه سیستم مدیریت نوآوری بر اساس چرخه PDCA (برنامهریزی، اجرا، بررسی، اقدام) عمل میکند، وقتی که این سیستم در کسب و کار شما یکپارچه شود، شیوههای کسب و کار به گونهای ساختار مییابند که از طریق چرخه PDCA سازگاری را تضمین کنند. این رویکرد موجب بهبود مستمر میشود و در نهایت نوآوری در عملیات کسب و کار شما را ممکن میسازد.
مدیریت ریسک
سیستم مدیریت نوآوری باید مبتنی بر ریسک باشد تا انطباق مستمر شیوههای کسب و کار با نیازهای ذینفعان کسب و کار را مورد نظارت قرار دهد. مدیریت ریسک در چارچوب یک سیستم مدیریت نوآوری شامل اطمینان از انطباق هر رویه و کل فرآیند با نیازهای عملیات کسب و کار مربوطه است. این سیستم با استفاده از نقشهبرداری نوآورانه فرآیندها به شیوههای کسب و کار، مدیریت ریسک مؤثر را ممکن میسازد و به حفظ مزیت رقابتی شما کمک میکند.
رویکرد سیستماتیک نسبت به نوآوری در فرآیندها
سیستم مدیریت نوآوری در زمینه بهبود فرآیندها، به شما این امکان را میدهد که از طریق رویکرد سیستماتیک به طور مکرر به دنبال نوآوری باشید. شناسایی فرصتها زمانی ممکن میشود که شما درک کاملی از نیازهایی که کسب و کار شما باید در چارچوبی هدفمند برآورده سازد، داشته باشید. رویههای فرآیندهای جاری باید به تمامی نیازهای داخلی، خارجی و نظارتی که باید برآورده شوند، مرتبط باشند. با ترکیب نیازها و نقشههای فرآیندی، میتوانید رویهها و جریانهای جایگزینی که ممکن است نقشه فرآیندی را بهبود بخشند، شناسایی کنید. گام بعدی اعتبارسنجی مفهوم است، جایی که شما نقشه فرآیندی حاصل از گام اول را از نظر سازگاری با نقشههای سایر فرآیندهای پشتیبانیکننده عمل مربوطه ارزیابی میکنید تا هر گونه ناسازگاریها را شناسایی کنید. یک نقشه فرآیندی اعتبارسنجی شده باید به عنوان یک جزء جدید توسعه یابد تا در حوزه عمل مربوطه یکپارچه شود. در این گام، تمامی ورودیها و خروجیهای تسهیلکننده، همچنین رابطهای مورد نیاز به سایر فرآیندها باید شناسایی شده و به نقشه فرآیندی متصل شوند.
گام نهایی، استقرار است که در آن نقشه فرآیندی جدید را در حوزه فعالیت خود یکپارچه کرده و این حوزه را بهینهسازی میکنید تا فرآیند بهبود یافته به طور روان با سایر فرآیندها همکاری کند. به عنوان بخشی از پیادهسازی سیستم مدیریت نوآوری، شما باید یک پرتفوی نوآوری توسعه دهید که در موضوع ما به نقشههای فرآیندی نوآورانه اشاره دارد. این پرتفوی به عنوان یک مخزن برای نقشههای فرآیندی شما عمل میکند. این نقشهها داراییهای نامشهودی هستند و روشهای استانداردی برای ارزیابی و درآمدزایی از چنین داراییهایی وجود دارد. علاوه بر این، فرآیندهای نوآورانه میتوانند پتانسیل ثبت اختراع را داشته باشند.
منبع: Entrepreneur